شب یلدا خوب بود؟
من نی نبودم
تنها بودم
شب رفتم پیش بچه های خوابگاه
جاتون خالی خیلی خوش گذشت
بچه ها حسابی تدارک دیده بودن
تا ساعت ۴ صبح بیدار بودیم.انقدر خندیدیم که به مرز جنون رسیده بودیم!!! بیهوش شدیم
ظهر من برگشتم خونم
عصری از تنهایی اونقدر دلم گرفته بود که زدم زیره گریه تا ۱۰ شب تحمل کردم اما دیگه داشتم خفه میشدم!!!
ز زدم به مامانم تو خوابگاه(یکی از بچه های ترم ۵)
گفت یا میام پیشت یا میارمت اینجا
خلاصههههههه
ز زد گفت با نگهبانی هماهنگ شد پاشو بیا
این شد که من ساعت ۱۰:۳۰ بار بستم به سوی خوابگاه
اولین شب بود که تو خوابگاه بودم
برام جالب بود.امروز هم مامان (ترم ۵) منو رسوند کتابخونه دانشگاه
بهم گفت دختر خوبی باشی
تا ظهر بیام ببینم چقدر درس خوندی!!!
راستی امروز دو دی
فرهنگ سرای وکیلی ساعت ۵-۸
یک برنامه ای هست دقیقا نمیدونم چیه
یکی از بچه ها گفت
خواستید برید